
تبریک ما رو هم پذیرا باشین
اساسا گ . ه خوردم رو واسه همین مواقع گذاشتن دیگه.
همین مواقع بوده که اینم اومده تو اصطلاحات رایج.
خوب دیگه حالا همون مواقع است که .............
نمی دونم چرا این روزا کارم این شده که وقتی میخوام صبح چشام رو باز کنم فقط هی هی هی
تند تند زیر لب دعا میکنم : لطفا تو رو خدا هوا ابری باشه . یعنی بارون و برف پیشکش . فقط ابر.
دیگه این که دیگه زیاد نیست .
که ابری باشه ووووو منم همین طوری که دارم به پنجره ام نیگا میکنم سریع از تخت بیام پایین ووووو
تندی بازش کنم وو اول یک کمی سردم بشه . بعد برم تو نخه کارای امروزم .
خوب زیادی که نیست یه ابری خواستم ازت .
توی تاکسی فیش دماغم را میکشم بالا. سر چهار راه تصادف جزئی شده است. راننده از توی اینه نگاه
می کند و میگوید " واویلاست امروز از تصادف" مامان زنگ میزند کجایی تو؟؟ نمیایی خونه عزیز جون؟
که میگویم نه وووو ماشین ندارم وو دلواپسم نشوید و بالاخره ۵ دقیقه دیگر میرسم خانه......
اولین کار . کنار دادن کرکره عمودی و دیدن برف. به این فکر میکنم که علی تو این برف چه میکندووووو
چرا مادرها همیشه نگرانند وووووووو باید سیب زمینی تفت بدهم وووووووو چرا علی نگران نیست ووووو
بعد یادم می آید که او هیچ وقت خدا نگران نبوده وووووووووو بعد میگویم گور بابای هر چه نگرانیست وووو
فقط من باید مثل اینکه همیشه نگران باشم ووووووووو شال گردن الهام حتما خوشگل میشود وووووووو
چه موقع برویم برای تعویض فرش ووووووووووو کتی چرا گوشی را بر نمیدارد وووووووو که من اصلا گرسنه
نیستم چرا؟؟؟ وووووووووووو چقدر آهنگ وبلاگم را دوست دارم ووووووووووو خدا کند این برف قطع نشود .
به علی هنوز موضوع وبلاگم را نگفتم . شاید نگویم هیچ وقت. نه نمی گویم .
فقط قطع نشود این برف خواهش میکنم.
راستی نظرات را تائید نمی کنم فعلا . ناراحت نشوید لطفا.
واقعا من باید به احمقیت خودم بخندم که چرا بعد از این همه مدت الان باید کافه پیانو را بخوانم
و بعد با آن را بلافاصله تکذیب کنم که نه . که اگه آن را زودتر مبخواندم که دیگر نوشته ها مثل همین ها
که الان رو تختم ولو هستند که پیش چشمم نمی آمد . دقیقا مثل الان . که اصلا دلم نمی خواید برشان
دارم بیندازمشان آنور.
اصلا دوراهی نیست یعنی چیزی نیس که دوراهی باشه.
تولد این وبلاگ خیلی قبل از علی بوده .
یعنی اسفند ۸۶ووووووووو علی بعدتر از این وبلاگ اومد.
حالا حتی از وجودش خبر ندارد. همیشه هر وقت خواستم بگم نگفتم.
نه نمیگم.
اینجا فقط مال خودمه .
حرفایی که بعد از اینکه علی اومد یه رنگ دیگه گرفت . وقت قهر و آشتی ها . مهربونی ها و دعواها
دلتنگی ها و دیدار های جدید. یه جور دیگه شد.
نه نمیگم.
اینجا فقط مال خودمه.
"جای جیرجیرک تو کامنتا بد جور خالیه."
یعنی این روز ها قشنگ خدا کف دستت میگذارد جزای حرف نشنویهایت را که بیا و ببین.
یعنی سه سوت هم طول نمی کشد.
باور نمی کنید امتحان کنید.
به دنبال آهنگ وبلاگم می گردم بد جور.
پیدایش میکنم حتما.
" یادداشت های یه مرجان " و فقط آهنگ وبلاگ اوست که من را یاد آهنگ قدیم وبلاگم می اندازد
|
جمعه 7 خرداد1389 ساعت: توسط:جیرجیرک
|
||||||||||||||||||
پس ما هم باید تبریک بگیم به حمیده خانم![]() شما هم یکمی یاد بگیر دختر چطوری هانی جان ؟ شوشو جان در سلامت بسر میبرن ![]() | ||||||||||||||||||
|
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 ساعت: 2:51 |
توسط:جیرجیرک | |||||||||||
![]() ![]() ایشالله این درویشم عروس شه ![]() سلام خانمی خوبین؟ | ||||||||||||
|
وب سایت ایمیل
| ||||||||||||
| دوشنبه 25 آبان1388 ساعت: 4:7 | توسط:جیرجیرک | ||||
اخی نمردیمو دیدیم و شنیدیم که یکی هم مثل من پوست کلفت درومد البته من خودم همش میگم هرکی جای من بود با این مشکلات تا حالا 100 تا کفن زبونم لال ![]() یاد ماجرای چند روز پیش افتادم که یهویی اورژانسی شدم و راهی بیمارستان پرستار بعد سه بار رگ پاره کردنو خونریزی شدید وقتی بهش توپیدم که خانم بلد نیستی برو بگو همکارت بیا چشم تو چشمم رفتو گفت خانم من مقصر نیستم پوسته شما کلفته ![]() منو دیدین شدم یه گوله اتیش ![]() همینطوری که پوست دستمو میکشیدم بالا و اشکام گوله گوله میریخت میگفتم تا حالا گرگدن بودمو خودم بیخبر![]() حالا جدا از شوخی هانی جان بعضی جاهام تو زندگی لازمه ادم پوستش کلفت باشهاگرم نباشی مشکلی نیست زندگی خودش پوست کلفتت میکنه ![]() ![]() مثلا این خیلی جدی بوداااااااا | |||||
| دوشنبه 25 آبان1388 ساعت: 4:10 | توسط:جیرجیرک | ||||
| خوبی خانم؟ اخرش این اهنگ وبت منو دیوانه میکنه چرا اینقد یجوراییه این اهنگ ها؟ چرا؟ ![]() | |||||
| پنجشنبه 14 آبان1388 ساعت: 18:33 | توسط:جیرجیرک | ||||
| وای وایییییی جای خالی پدر منکه هنوز وقتی چشمم به عینک و کتاباش میفته بغضی میشینه تو گلوم که اگه نشکنه خفم میکنه. همیشه سر اینکه کی کتابو عینکشو بیاره دعوا میکردیم دلم برا اون دعواهام تنگ شده که بابا بگه بده دخترا شما دیگه بزرگ شدین و .... برا هرکی این پست رو نوشتی منم میگم جاش همیشه سبز | |||||





سلام معلومه کجایین؟ بابا یه خبری یه چیزی بد نیستاااااااااااااااااا
بچه 



واااااای مسافرت 
به قول دونات با همسرم .به قول کفشدوزکم های خرید کردم های کیفور شدم شوملم اونجا داغ های پول میداد های پول میداد
ولی اومدیم خونه از دماغم اومد بیرون اخه بعدش 10 روز بیمارستان بودم





هیچی فقط نیشمو تا بنا گوشم باز میکنم و میخندم



البته اونم فقط خوشی هام چون اصلا نمیخوام قبول کنم که روزای سختم داشتم

اینسری اگه بیام با درویش قرار میذاریم همو ببینیم
فعلا که همه چیز در حال گه زدگیست. ( این یه واقعیت است)
قبل از جواب ارشد حمیده:
بود آیا که در میکده ها بگشایند
گره از کار فرو بسته ما بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس در بسته مفتاح دعا بگشایند
بعد از جواب ارشد حمیده:
بیا که رایت منصور پادشاه رسید
نوید فتح و بشارت به مهر وماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت
کمال عدل به فریاد داد خواه رسید