جیغ زدم . به دنیا اومدم . عر زدم. دل درد شدم. بچه ی اول شدم . موش آزمایشگاهی شدم.
بازی کردم. کتک کاری کردم. قلدره محل شدم. سر به زیر نشدم . لپ گلی نشدم . خجالت نکشیدم.
قد کشیدم . بزرگ شدم. خانم شدم. پدره پدر و مادرم رو در آوردم تا به خواسته هام برسم. بزرگ شدم
آدم نشدم
داد زدم . خندیدم . رژیم گرفتم. زخم معده گرفتم . دندون درد شدم. از دانشگاه قبلی انصراف گرفتم.
بابام رو حرص دادم. آرزو هاش رو نقش بر آب کردم. مامانم رو ازقند سابیدن رو سرم ووووو مادر عروس
محروم کردم. لج کردم. حقوق خوندم. از دوریه راه غر زدم.
بزرگ شدم . آدم نشدم
چاخان کردم. لاف نزدم. شجاع شدم. بزدل نموندم. ریا کردم. کاهل نشدم . بزرگ شدم. آدم نشدم
نذر کردم . عمل نکردم. دعا کردم . ثواب نکردم. توبه کردم .رها نکردم . بزرگ شدم . آدم نشدم
تو رو خواستم . محبت نکردم. صدات کردم . نگات نکردم. صبر کردم . جفا نکردم . صبور شدم.
مغرور نشدم.عاشق شدم . فارغ نشدم. بزرگ شدم . آدم نشدم
۳۰ مردادم مبارک.
"فرانک" دختره ۲۰ ساله هم به دیار باقی شتافت. داغی بر دل
همه گذاشت.
تولدم رو به سکوت برد. حالی برای تبریک گفتنه فک و فامیل
نیست.
از تبریکات شما دوستان ممنونم
جهت اطلاع سارا باید بگم ۲۵ رو تموم کردم مثل خودت..........
ریاضیت ضعیفه هنوز بشر..................
بي هيچ جاي خالي
اين روزهاي سپيد و بي حرف....................
آمار
پدر جون یا همون بابا بزرگم از معدود آدمای قلدریه که گریه میکرد. چند دفعه دیدم تا حالا. میگن بزرگا
وقتی بزرگ تر میشن بچه تر میشن. راست میگن شاید.
رفتم تو خطه گریه ی آدما.
با خودم فکر کردم تا حالا اشک چند نفر رو دیدم.
حالا بریم تو اطرافیان..........................................
مامانم: قربونش برم به گفته ی بابام با هاچ زنبور عسل هم گریه میکرده . البته پخش سری اول
هاچ رو میگه. چون بعد فهمیده که بالاخره مادرش پیدا میشه. کلا مامان من واسه همه دل میسوزونه
غیر از بچه هاش و شوهرش. این رو از دل ضعف کردن ما در ساعت ۳ ظهر تابستون و آماده نبودن غذا
کشف کردم.
بابام: ۲ دفعه گریه اش رو دیدم. یکی واسه عمو محمدم وقتی خیلی کوچیک بودم. یکی واسه بابا بزرگم
وقتی میخواستن بذارنش تو قبر. فاتحه مع...........
عزیز جونم: کپی دوم مامانم. همچین قشنگ اشک میریزن.
حمیده: پیش خودتون بمونه وقتی جونش به لبش میرسه یه چند دفعه ای دیدم
حسام: وقتی من کتکش میزنم
کلا فامیل دلخوش من با یه پق میخندن با یه پق گریه میکنن پای ثابت هر چی عزا و عروسیه
عمه های مامانم رو که اگه ببینید د ر حالگریه کردن هم میخندید
میریم تو دوستان.........................................
تخت پایینی: فقط واسه آقاشون و دلتنگی واسه شوهرجان ( نمونه یه خانم ایرونی)
سارا: سر استاد رحیمی اشکش زیاد در اومده ولی کلا مثل خودم سنگ دله . یادش بخیر سارا
اسما: ندیدم . یا ایها الناس ندیدم
آمنه : ۲ بار دیدم یک بار واسه خودم گریه کرد یه بار واسه رفتنش
الهام: فقط یه بار اونم موقع رفتنش
فاطمه: اونم ۲بار . یه بار واسه خودم یه بار واسه رفتنش( من چه موجود ترحم انگیزی هستم)
اعظم: یه با ر دیدم . ولی یادم نیست واسه چی؟
نگار: یه بار یا نه ۲بار فعلا از این موجود کاشونی جز تک خبری ندارم
اسامه: اوه ه ه ه تا دلتون بخواد بس که با این رویا دعوا میکنه . شوهر کرده آدم نشده
آذر: ای به فدات دلقک من .......... ندیدم بس که این بچه میشنگه
خودم هم....................... جونم به لبم که بیاد اون وقت . اون وقت . اون وقت . داد میزنم
خوب دیگه

