برای خودم
حکایت جالبیه این لباس عید.........
دیروز که داشتم شال سبزم رو سرم میکردم با اینکه خیلی دمغ بودم
وقتی یاد اون عید بامزه افتادم داشتم از خنده روده بر میشدم
شاید واسه شما هم پیش اومده باشه که بعضی از عیدها عجیب
تو ذهن آدم میمونه............. مخصوصا اون عیدی که توش یه اتفاق خاصی
افتاده باشه.
دقیقا یادم نیست چند سالم بود.................... شاید ۱۱ یا ۱۲ ساله بودم
۱۱ سالگی واسه یه دختر یعنی اوج نیاز به توجه
اوج نیاز به خوش تیپ بودن
به قول معروف دوس داره دیده بشه
حالا نه مثل این دخترای دم بخته که همه چشمشون روشه نه مثل این بچه کوچولوهاست
که بره قاطیه اونا............ کلا بد سنیه . ملت خیلی لطف کنن یه دستی رو سرش بکشن بگن
ماشالله قد کشیده
خلاصه تو اون عید مذکور از چند هفته قبلش دنباله یه لباس خشگل مشگل واسه
اینکه بگم منم هستم.
بالاخره عید شد وووووووووووووووووو قیافه منم دیدنی
۱ـ شلوار صورتیه جیغ
۲ـ بلوز صورتی جیغ تر
۳ـ بنابه اجبار روسریه بنفش
۴ـ پالتو قهوه ای
۵ـ کفش قهو ه ای
یعنی از این .......... وجود نداشت دیگه؟
چقدر هم احساسه خوش تیپی میکردم
تازه علاوه بر اینکه با مامان بابا میرفتم مهمونی یه دور دیگه با عزیز جون اینا هم همون جاها رو میرفتم
طفلک میزبان ها........................ تبریک میگم به خاطر صبرشون در تحمل من
دورانی بود واسه خودش
چقدر کفشه پام رو زد صدام در نیومد که یه وقت مامان نگه خوب کفشای دیگه رو بپوش ووووووو
خدای نکرده تیپم به هم بخوره
قربون قدیما
قربون سادگی
قربونت برم خدا ولی از همین اول سالی که گند زده شد به همه چیز.
به معنای واقعی افتضاح بود .خدا تا آخر سال رو بخیر کنه
الان هر چی خودم رو بکشم یه لحظه شادی اون لحظه رو نمیتونم بچشم
نمیتونم
چه خوب بود
( آهنگ جدید سروش به اسم بی انصاف فوق العاده است چون دارم الانی دانلودش میکنم
دوس داشتید یه بار گوش دادنش ضرر نداره............. شاید این آهنگ آخرین خاطره باشه از
تو........... شاید یواش یواش آدم بشم ...... شاید بری ........ میری میدونم میری ..........)

